تاريخ : 5 تير 1391 | 23:5 | نویسنده : سرباز فرزند زهرا

سوال : چرا رهبری خود رأسا در پرونده های مفاسد اقتصادی ورود پیدا نمی‌کند؟ از المکاسب و پتروپارس گرفته تا زمین خواری سیرجان و جنگل خواری گلستان و ... .

جواب : اصلاً چه کسی جز ایشان این گفتمان را راه انداخته است؟ از زمان ثروت های بادآورده تا مبارزه با فقر و فساد و تبعیض تا فرمان 8 ماده ای تا زماننا هذا. رهبر فرزانه انقلاب خودش دروازه این مباحث را باز کرده و ورود هم پیدا کرده است. (لطفا شما هم بفرمایید تو؛ دم در بَده.) این یک سؤال انحرافی است. اول سؤال را باید درست مطرح کرد. دعوا باید سر «چگونگی» مبارزه و «نقش» افراد (به خصوص خواص) و قوا باشد. با این حساب رهبری این بیماری را در سیستم تشخیص داده، به اندازه نقش خودش و بیشتر از آن ورود پیدا کرده؛ گفتمان سازی و حتی کار اجرایی کرده. مسلماً در یک نگاه سیستمی‌بقیه قوا نیز نقش هایی دارند. این حکمتی است که طلبه سیرجانی به ما یاد می‌دهد. آنجا که گفته است: دوست دارم زمانی پیش آقا بروم که یک سرباز پیروز باشم. زمانی که حداقل یک کاری کرده باشم. اگر الان توفیق دیدار با ایشان را داشته باشم، فقط شرمنده‌ام چون کاری نتوانسته ام انجام دهم.

 


 

سوال : تفاوت حركت شما با حركت معاندين درچيست؟

جواب : تفاوتی که بین حرکت ما و معارضین و معاندین است اینست که آنها ریشه این مشکلات را در نظام و نقطه اصلی نظام که ولایت فقیه است می دانند مثلاً آقای نوری زاد ریشه مشکلات را ولایت فقیه می داند در صورتیکه ما می گوییم هر چقدر ولایت فقیه تقویت شود که یکی از ویژگی های آن عدالت است، نظام تقویت می شود. اما بعضی ها از این اعتراض‌ها تحلیل های نادرست می کنند. حرکتهای ما دلسوزانه است و این مشکلات را ما از ولایت فقیه نمی دانیم بلکه از یک سری افراد می دانیم، این انتقادات وظیفه اصلی ماست. این حرکت در جهت آرمانها و اهداف است. لذا امیدواریم اگر این آرمانها در خدمت انقلاب است بقیه تبیین کنند.

 


 

سوال : پاسخ شما به عده ای می گویند مسئولین هستند و کارشان را انجام داده اند و  شما چه کاره اید؟ چيست

جواب : خود آقا تصریح کرده اند که حرفشان زمین مانده است ولی      عده ای می گویند مسئولین هستند و کارشان را انجام داده اند و  شما چه کاره اید؟ و پیگیری های شما خلاف قانون است. آقا در 3/11/80 فرمودند" در سالهای گذشته شعار مبارزه با فساد مکرر مطرح شد. در جلسات به برخی مسئولان تاکید شد. در محافل عمومی برای مردم بیان شد. اما با جنجال ها و مغلطه کاری ها نگذاشتند پیش برود." (پایان حرف آقا) اینها کی ها هستند که نمی گذارند حرف آقا اجرا شود؟ اراذل و اوباشها نیستند .معلومه که افرادی هستند که قدرت دارند و نگذاشتند حرف آقا پیش بره . دشمنان خارجی هم که نیستند چون این یک بحث داخلیه .آقا خون دل می خورند و این خون دل خوردن را به سطح عموم جامعه می کشانند. ماها باید وارد عمل شویم و نگذاریم حرف آقا زمین بماند.
آقا در سخنان دیگری در سال 1371می فرمایند: گناه فقط بد حجابی نیست که برخی فقط به گناه بدحجابی چسبیده اند. این یکی از گناهان است و از خیلی از گناهان کوچکتر است. خلافهای فراوانی از سوی آدمهای لاابالی در جامعه وجود دارد. خلاف های سیاسی ، خلافهای اقتصادی ، خلاف در کار اداری ، خلاف های فرهنگی اینها همه خلاف است. اینها همه منکر هستند و عامل بازدارنده نهی است. نهی از منکر (پایان حرف آقا) خیلی ها دوست دارند که سر بچه حزب اللهی ها را فقط با امر به معروف چند بدحجاب مشغول کنند. البته این بجای خود خیلی با ارزش است. اما درگیر نمودن بچه حزب اللهی ها فقط با بخشی از امر به معروف و نهی از منکر جفای به آقاست.

وی با اشاره به بخش دیگری از فرامین امام خامنه ای افزودند : آقا در بخش دیگری از سخنانشان فرموده اند که طرف امر به معروف و نهی از منکر فقط طبقه عام مردم نیستند حتی اگر درسطوح بالا هم اگر هستند شما باید اورا امر کنید . نه خواهش . طرف هر کسی هست . بنده که طلبه حقیری هستم  از بنده مهمتر هم باشد اوهم مخاطب امر به معروف و نهی از منکر قرار می گیرد. امر به معروف و نهی از منکر حوزه های گوناگونی دارد که بازمهمترینش حوزه امر به معروف و نهی از منکر مسئولین است. یعنی شما باید ما را به معروف امر و از منکر نهی کنید. این مهمترین حوزه است.  (پایان حرف آقا) مهمترین بخش امر به معروف و نهی از منکر امر به معروف و نهی از منکر مسئولین است  واتفاقا خطاهایی که مسئولین می کنند خیلی بزرگ است چون اینها قدرت دارند و ثروت دست اینهاست. خطایی که اینها می کنند نه تنها ظلم به مردم است بلکه چوبش بر سر اسلام هم می خورد بر سر انقلاب می خورد. آقا در بخشی دیگر از فرمایشاتشان می فرمایند' مردم باید رفتار مسئولان و کسانی که اثر گذارند را زیر نظر داشته باشند. خطاست اگر ما خیال کنیم که ما مسئولیت را به کسانی سپرده ایم و آنها مسئولند. ما برویم مشغول کار و زندگی خودمان باشیم و به آنان کاری نداشته باشیم.نه خیراگر اینطور شد ملت ضرر خواهد کرد. اگر غفلت واقع شد حوادث غلبه خواهد کرد.

  


 

توجه شما را به فرمايشات امام خامنه اي درباره فساد بانكي اخير جلب مي نمايم :

آقا فرمودندچند سال قبل از این من توصیه های موکدی را در رابطه با فساد اقتصادی  به مسئولان کردم استقبال هم کردند اما خب اگر عمل می کردند(1)دیگر این فساد بانکی اخیر که  حالا همه روز نامه ها و همه دستگاهها و همه ذهنها را پر کرده است پیش نمی آمد. وقتی عمل نمی کنیم (2) دچار این حوادث می شویم. اگر با فساد مبارزه شود دیگر این چند هزار میلیارد یا هرچه سوء استفاده ای که افرادی بیایند واستفاده کنند پیش نمی آمد. وقتی عمل نمی کنیم (3) پیش می آید. ذهن مردم را مشغول می کند. دل مردم را مشغولمی کند.  دل آدم ها را می شکند. چقدر در این مملکت از بروز چنین فسادی دلها ناراحت می شود؟ چقدر آدمها امیدشان را از دست می دهند؟ این سزاواراست؟ این بخاطر این است که عمل نکردید(4) از همان وقت که گفته شد فساد ریشه دار می شود(دوران سازندگی) شاخ و برگ پیدا می کند. هرچه بگذرد کندنش مشکل می شود اینها گفته شد اینها تاکید شد اینها همه بیان شد اینها سرمایه گذار پاک دامن و صادق را مایوس می کند . اگر عمل می شد(5) مبتلا به این مسائل نمی شدیم.  

 


 

 

سوال : عدالت خواهی، عدالت طلبی راهکارهایش چیست که از قشر دانشجوها و طلبه ها خارج بشود و به یک خواسته عمومی تبدیل شود؟

جواب : نظر بنده این است که ما می توانیم بحث عدالت خواهی را دو بخش کنیم. یک بخش، بخش رسمی مثلا حکومتی بگوییم یا از طرف نهادهای رسمی حکومت و نظام باشد مثل خود نهاد ریاست جمهوری، قوه قضاییه، بازرسی هایی که وجود دارد، این ها مهم ترین رسالت و وظیفه شان، تعقیب یکی از مهم ترین آرمان های انقلاب  یعنی عدالت است که کم و بیش دارند به اندازه توانشان انجام می دهند؛ خصوصا آن هایی که خوب هستند و روحیه انقلابی و عدالت خواهی دارند و آن هایی که این روحیه را ندارند و منفعلانه رفتار می کنند، گویا دارند کوتاهی می کنند و ما نسبت به آنها معترض هستیم اما آن بخشی از مسئولین نظام  که دارند وظایف خود را درست انجام می دهند ما حمایتشان می کنیم و تایید می کنیم .

اما این کافی نیست من حرفم این است اگر ما انتظار داشته باشیم فقط مسئولین رسمی کشور عدالت را محقق کنند و من فکر می کنم  این  اولین اشتباه است و باید این ذهنیت را اصلاح کنیم و آن می طلبد که بخش مردمی عدالت خواهی را هم در نظر داشته باشیم یعنی در جبران این اشتباه و جلوگیری از آن ما باید معتقد باشیم که بخش دگری از نظام وجود دارد به نام نیروهای مردمی که آن ها هم باید پیگیر آرمانهای انقلاب و بحث عدالت باشند.

حالا در این بحث من فکر می کنم که انتظار این است که اول توده های مردم را بتوانیم وارد کار کینم به نظرم  انتظار عملی ای نیست که اگر می شد شاید خوب بود.

مثلا کاری مثل سال84 که همه مردم وارد صحنه شدند و به یک فردی که شعار عدالت خواهی بود رای دادند آن جا این امکان هست چون سازوکارش در نظام تعریف شده است بحث انتخاب است و مردم به آن که شعار داد رای دادند اما در بحث حرکت های مردمی تا به حال چون سازوکارش آماده نیست حداقل در این شرایط امروز انتظار این که توده های مردم را ما الان وارد جریان بکنیم یک آرزوی دست نیافتنی است .
 
از این جهت من یک راهکار عملی تری را می خواهم پیشنهاد کنم که ما اولا نباید منتظر حرکت های مردمی در سطح گسترده باشیم بعد باید نسخه دیگری را دنبال کنیم و آن این است که قرآن گفته است .

یعنی ما باید قیام بکنیم برای رسیدن به اهداف و آرمانها که یکی از آن ها بحث عدالت است . بعد باید انتظار داشته باشیم این کار رونق پیدا کند و اگر لازم باشد به جریان سازی عمومی بشود.آن موقع شاید برسیم و الا تا قدم های اولیه برداشته نشود ما گویا یک انتظار واهی داریم .

به هر حال می خواهم بگویم بحث امروزاین است که از خودمان باید شروع بکنیم و کم کم این کار یارانی پیدا کند و در آینده عمیق تر بشود .

 



پیچک